خورشید: وقتی که بچه بودید می خواستید بزرگ شدید چه کاره شوید؟
گرتا گریگوریان: وقتی بچه بودم دوست داشتم محقق در زمینه زندگی حیوانات وبیشتر حشرات باشم .
خورشید: زندگی شما قبل از اینکه به یک کارآفرین تبدیل شوید، چگونه بود؟
گ.گ: زمانی که برای دبیرستان انتخاب رشته میکردیم رشته خدمات بازرگانی را انتخاب کردم. از سن ۱۸ سالگی بدون هدف شروع به کار در شرکت حمل و نقل بین المللی در قسمت ترافیک کردم و بعد وارد شرکت های واردات و صادرات شدم. چند سالی بدون هدف کار می کردم ولی پیشرفتم خوب بود چون بسیار کارکن و منظم بودم. ولی هنوز به فکر تغییر رشته کاری ام بودم. در ضمن کار همیشه مشغول آموختن زبان های خارجی و تقویت دانش کامپیوتر بودم. هر گاه به فکر ورود به دانشگاه می افتادم ناخودآگاه به رشته مدیریت بازرگانی فکر می کردم ولی منصرف می شدم چون فکر می کردم این رشته مورد علاقه من نیست. در نهایت همین رشته را انتخاب کردم و در تمام مدت دانشگاه با وجود کار سنگین که داشتم خیلی با علاقه موضوعات درسی را مطالعه می کردم و بیشتر به فکر افزایش دانشم بودم تا نمرات و مدرک دانشگاهی. بعد از ۶-۷ سال با همین احساس کار کردن ناگهان بخود آمدم و شروع به کار جدی کردم و پیشرفت سریع در کارم حاصل و مسئولیت های سنگینی در کار به من واگذار می شد به اطمینان اینکه من قادر به انجامشان بودم. سپس با تجربه فراوان وارد یک سازمان بین المللی شده و در قسمت خرید شروع به کار کردم.
خورشید: چه انگیزه ای باعث شد که شما بخواهید یک کارآفرین شوید؟
گ.گ: با کار کردن در این سازمان بود که به فکر این افتادم که کار مستقل شروع کنم. این فکر که اگر می توانم به این خوبی و با پشتکار پروژه های بزرگ را به اتمام برسانم پس حتما می توانم در کار خودم موفق باشم چون در کارهای قانونی خرید، واردات، ترخیص کالا، حمل و نقل و مهمتر از همه تحقیق بازار های بین المللی و ایجاد ارتباط با تولید کننده های خارجی تجربه کافی دارم. پس از اتمام مهلت قرارداد چهار ساله در این سازمان دیگر حاضر به تمدید قرارداد نشده و سازمان را ترک کردم. در این زمان مدیران سازمان من را به شرکت های اروپائی دوستانشان معرفی می کردند تا تحت بیمه و قانون کشورهای اروپائی و با حقوق و مزایای خیلی بالا به استخدام آنها در زمینه مدیریت بازرگانی در آیم. اما من چون تصمیمم را گرفته بودم حاضر نشدم با آنها همکاری کنم. اگر چند سال قبل از آن کسی از من پرسیده بود که می توانم کار مستقل برای خود شروع کنم حتما به این فکر می خندیدم. بعد از تاسیس شرکت بلافاصله شروع به ارائه خدمات بازرگانی خارجی به شرکت های ایرانی و ارائه خدمات بازرگانی داخل ایران به شرکت های خارجی کردم تا هم درآمد داشته باشم و هم بتوانم تا زمانی که خودم نمایندگی یک شرکت خارجی را در ایران بگیرم شرکتم را حفظ کنم. کارت بازرگانی گرفتم و چند پارتی کالا برای شرکت هایی که برایشان کار می کنم وارد کرده ام.
خورشید: یک روز عادی برای شما چگونه سپری می شود؟
گ.گ: عضو هیئت رئیسه شورای بانوان بازرگان اتاق بازرگانی تهران و عضو انجمن ملی زنان کارآفرین هستم و با کمال میل اطلاعاتم و تجربیاتم را در اختیار بانوان تازه کار قرار می دهم. در هفته چند ساعتی را حتما وقت برای اتاق و شورا می گذارم. مرتب ورزش می کنم و اغلب روزها مسیر کار تا منزل را به مدت نیم ساعت پیاده روی می کنم. روزهای جمعه صبح زود به ورزشگاه رفته و ورزش می کنم و با دوستان در حین صرف صبحانه گپ می زنم. شنا می کنم و هر چند گاهی نیز چند ساعتی با دوستان همپا به کوه می روم.
خورشید: چطور بین کار خانه و کار بیرون تعادل برقرار می کنید؟
گ.گ: از آنجائیکه بر عکس ایرانی ها زیاد اهل مهمان بازی نیستم( فقط در جمع های خانوادگی حاضر می شوم) وقت برای همه کار دارم.
خورشید: برای استراحتتان چه کار می کنید؟
گ.گ: هر گاه بخواهم احساس آرامش کنم کار را تعطیل کرده و چند ساعتی را با برادرزاده ۲/۵ ساله ام می گذرانم چون با او که هستم به هیچ چیز فکر نمی کنم . کار کردن در آشپزخانه نوعی مدیتیشن برای من محسوب می شود. عصرها شستن سبزیجات و میوه ها، خرد کردن آنها و درست کردن سالادهای مختلف به من ارامش می دهند. (خوردن سالادها را به غذاهای گوشتی ترجیح می دهم). حتی تمیز کردن و مرتب کردن آشپزخانه را دوست دارم. شب ها قبل از خواب یک ساعتی به ایمیل ها جواب داده و سپس کمی در سایت های مختلف مطالعه می کنم.
خورشید: چه توانایی و قابلیتی در شما باعث موفقیتتان شده است؟
گ.گ: در تمام این سال هائی که برای شرکت ها کار می کردم همیشه به عنوان این که مدیر خوبی هستم و برنامه ریزی درست برای کارها دارم تشویق شده ام. پشتکارم هم همیشه در موفقیتم کمکم می کرد و این مشخصه ها باعٍث اعتماد به نفس در من شد.
خورشید: تا حالا شکست خورده اید؟ چه راه های خلاقانه ای را امتحان کرده اید که تضمین کننده سلامت و پیشرفت کارتان باشد؟
گ.گ: اینک ۳ سال است که شرکت را دارم و با وجود تمام مشکلات داخلی و خارجی تجارت که کمترین آنها زن بودن و مشکلات اجتماعی مربوط به آن می باشد، در شرف اخذ نمایندگی از دو تولید کننده اروپائی می باشم. اگر به احتمال ۱٪ در این دو مورد موفق نباشم باز هم با پشتکار ادامه خواهم داد چون باور دارم که موفق خواهم شد و راضی هستم. هیچ زمینه بخصوصی هم در نظر ندارم چون در زمینه ورود اغلب کالاها تجربه دارم. با تحقیق در بازار داخلی می توان نیاز جامعه را هدف قرارداد. خوشبختانه بازار کار در ایران بسیار وسیع می باشد و زنان روزبه روز محدودیت هایشان کمتر و کمتر می شود.
خورشید: وقتی که کارتان را تازه شروع کرده بودید، دلتان می خواست چه نصیحتی به شما می شد؟
گ.گ: برای شروع هر کاری، تجربه، اعتماد به نفس و پشتکار لازم است و به نظر من سرمایه نداشتن نباید مانع از شروع کاری شود. در ضمن هیچوقت برای هیچ کاری دیر نیست.
نظرات
از پشتكار و اراده شما درس گرفتم و از خواندن تلاش هاي شما لذت بردم
برايتان آرزوي موفقيت دارم