بالاخره بعد از مدتها بحث و درس و کلاس با دوستای خوبمون در دنیای متن و نوشته، امروز فرصتی پیش اومد تا دور هم جمع شیم. گرچه خیلی دوست داشتیم همه بچه ها بودن اما خوب به خاطر یک سری مشغله های آخر سال نشد که همه را از نزدیک ببینیم. قرار ما ساعت 5 بود لابی هتل لاله .
دوست داشتیم طبق زمانبندی پیش بریم اما چه کنیم که دست ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کار بود و لابی هتل لاله پیش بینی جمع هشت نفره ما شامل :اعظم ، الهه ،بهار، زهرا ،سارا ، عاطفه، مریم و من(هدی) را نکرده بود و این امکان هم نبود که دو تا صندلی کوچولو را جا به جا کنیم تا همه دور هم بشینیم. بنابراین ما هم تصمیم گرفتیم که به پارک لاله هجرت کنیم . خلاصه یه گوشه دنج توی چمن ها پیدا کردیم و حلقه خورشید را تشکیل دادیم. اما خوب همین جوری یه 1 ساعتی از وقتمون گذشت.
بیشتر بحث به تجربیات ما از سفر مالزی گذشت. این که موفق بودن خیلی دور از دسترس و به قول معروف مال از ما بهترون نیست. فرقش اینه که ما توقعمون از موفقیت زیادی بالاست و زیادی آرمان گراییم . این که برای رسیدن به هدفهامون باید از گامهای کوچیک شروع کنیم و یک دفعه سراغ یک گام بلند نریم. و البته بحث هایی که در این زمینه با دوستای خوبمون داشتیم . یه مقداری هم در مورد فضای اجتماعی و کلا فرهنگ مردم مالزی و مقایسه اون با فرهنگ خودمون صحبت کردیم . درآخر قرار شد برای ماه آیند ه با ایمیل در تماس باشیم و سعی کنیم در جلسه های بعد روی ایده هامون متمرکز شیم و همفکری کنیم. در مورد مشکلاتمون صحبت کنیم و تجربیاتمون و در اختیار هم بذاریم.
دوستای گلم که نتونستید بیاید اولا که جاتون حسابی خالی بود ...دوما حتما حتما توی جلسه های بعدی منتظرتون هستنیم ... سوما عیدی باارزش خانم گلیج را از دست دادید. زهرا خانم اولین کتابشون را به ما عیدی دادند. کتابی خواندنی در مورد کارآفرینی . در نهایت درسته که به خاطر مشکلاتی که پیش اومد زمان زیادی را از دست دادیم اما همین فرصت هم خیلی خوب بود تا با هم آشنا بشیم. ممنونم خورشید خانم که این پیشنهاد قشنگ رو بهمون دادین
نظرات
جای ما حسابی خالی بوده! مطمئنیم خیلی بهتون خوش گذشته!
عکس هم گرفتید؟
خورشید خانوم