کارآفرین موفق

خیلی تخته‌گاز نرو!

مرسده نادری- مدیرعامل شرکت هودیان؛ تولید کننده، وارد کننده و ارائه دهنده خدمات پس از فروش تجهیزات پزشکی و دندانپزشکی -

مرسده نادری مدیر عامل شرکت هودیان با سنجش نیاز بازار و اجاره یک دفتر کار کوچک در سال ۱۳۷۵، کارش را در زمینه خدمات پس از فروش تجهیزات پزشکی و دندانپزشکی به همراه همسرش آغاز کرد. او بحران‌ مالی را با شعار "اصلا نشه نداره" مدیریت و حل کرده است، و به کارآفرینان نوپا توصیه می‌کند پس از کسب تجربه و کار در موسسات مشابه وارد عرصه کارآفرینی شوند.
گفتگو

خورشید: فکر می کنم بهتر است ابتدا از فعالیت دقیق مجموعه شما مطلع شویم.
مرسده نادری: زمینه فعالیت ما تجهیزات پزشکی و دندانپزشکی است که تولید کننده، وارد کننده و ارائه دهنده خدمات پس از فروش هستیم. من و شوهرم هر دو این مجموعه را اداره می کنیم. من به عنوان مدیر عامل و ایشان مدیر کارخانه هستند و تیم خوبی را تشکیل داده ایم که در حال حاضر توانسته تا این حد وسعت پیدا کند که ۵۰ نفر پرسنل داشته باشد. این در حالی است که در ابتدای کار تنها ۳ نفر بودیم.

خورشید: با توجه به تحصیلاتتان چطور به سمت تجهیزات دندانپزشکی سوق پیدا کردید؟
م.ن: همسر من در فنلاند زندگی می کرد و آن شرکت برای تهران نمایندگی می خواست و ما بدین شکل نمایندگی این شرکت را پذیرفتیم. ولی کار تولید را با توجه به تاکید دولت بر تولید محصول در ایران با هم شروع کردیم و شرکت هودیان را تاسیس کردیم.

خورشید: انگيزه شما برای اینکه بخواهيد يک کارآفرين شويد چه بود؟
م.ن: از زمان کودکی از تفاوت های زن و مرد به شدت آزار می دیدم و با اینکه پدرم همواره مشوق فعالیت های من بودو به من جرات می داد، اما همیشه به دنبال این برابری ها بودم و به همین دلیل خیلی تلاش می کردم. برای مثال هم زمان با تحصیل در دوره دبیرستان و دانشگاه در موسسه شکوه به عنوان معلم تدریس زبان می کردم. رشته ام را هم به همین دلیل که حتماً مردانه باشد انتخاب کردم و فقط می خواستم با مردها رقابت کنم. تنها دلیل ازدواجم هم این بود که همسرم به این نگاه اعتقاد داشت.

خورشید: پس در واقع بعد از تاسیس شرکت علاقمند به ادامه تحصیل در زمینه مدیریت صنعتی شدید؟
م.ن: بله. چند سال بعد از تاسیس شرکت و در حالی که فرزندم یکسال و نیم داشت، تصمیم به ادامه تحصیل در این رشته در دانشگاه ولونگونگ دبی گرفتم و با سختی بسیار زیاد درسم را ادامه دادم و هر هفته در حال رفت و آمد با هواپیما بودم. با توجه به اینکه من چند سالی در حوزه مدیریت کار کرده بودم و سپس به سراغ تحصیل رفتم، همه تزها و پروژه های دانشگاه را در شرکت خودمان پیاده می کردم و این برای ما خوب و سازنده بود.

خورشید: با توجه به این حجم کاری و تحصیل و ...چطور می توانید بین جریان کار خانه و شغلتان تعادل ایجاد کنید؟
م.ن: بزرگترین دلیلش همسرم است و دختر ۸ ساله ام که با من همکاری می کند. اما من هم سعی می کنم برای اینکه بیشتر در کنار فرزندم باشم، صبح ها با او بیدار شوم برای مدرسه همراهی اش کنم و عصرها هم نهایتا تا پیش از ساعت ۶ در کنارش باشم تا چند ساعت مفیدی را قبل از خواب با او باشم.

خورشید: با توجه به این فضای رقابتی ایجاد شده، چطور شرکت را متمایز از بقیه اداره می کنید؟
م.ن: با توجه به اینکه ما به صورت سفارشی دستگاه تولید یا وارد می کنیم، اوایل کار پزشکان تا ۴ ماه هم منتظر دستگاه خود می شدند، اما شرکت های کوچک انتظار آنها را بالا برده اند و تن به هر شرایطی برای فروش دستگاه خود و تحویل فوری آن می دهند. در نتیجه شرایط کار ما سخت تر شده است و باید بیشتر تلاش کنیم و ایده های جدید بدهیم. اما هنوز هیچ یک به اعتبار ما نرسیده اند.

خورشید: کمی هم از شروع کارتان برایمان بگویید و اینکه داشتن سرمایه برای شما تا چه حد مهم بوده است؟
م.ن: به نظر من برای شروع کار نیاز بازار از همه چیز مهمتر است. خود مردم ایران هم مبلغ های خوبی هستند و نیازشان را اگر خوب دقت کنید در کلامشان اعلام می کنند. قدم دوم هم البته سرمایه است. در واقع نیاز بازار، یک فکر خوب و کار تمیز جای خود را به سرعت باز می کند. در مورد سرمایه هم کسانی که می خواهند کار تولیدی انجام دهند، سرمایه نقش اساسی دارد که البته در حال حاضر باتوجه به شرایط ناپایدار اقتصادی مخصوصاً در ایران و هزینه های هنگفت این کار، من به کسی این کار را توصیه نمی کنم. اما در مورد کارهای خدماتی بیشتر به تعدادی نیروی متخصص نیاز است تا سرمایه.

خورشید: مجموعه شما به چه شکل کار را شروع کرد؟
م.ن: ما ابتدا سرمایه چندانی نداشتیم و با اجاره یک دفتر کوچک و گرفتن سفارش محصول کارمان را شروع کردیم. به این شکل که درصدی از پول را از پزشک می گرفتیم و پس از وارد کردن دستگاه از فنلاند آن را به دست مشتری می رساندیم و فقط واسطه بودیم و سرمایه چندانی نداشتیم.

خورشید: البته شما هم برای شرکت مربوطه شناخته شده بودید و هم محصول برای پزشکان.
م.ن: درسته، اما در آن سالها کمتر کسی با خارج از کشور ارتباط گسترده کاری داشت و ارتباطات به این اندازه نبود و این خود باعث متمایز بودن ما شده بود. در نهایت با فروش 5 دستگاه اول، به علت کیفیت خوب محصول مشتری های بیشتری به سمتمان سرازیر شد.

خورشید: همان ۵ دستگاه را چطور توانستید بفروشید؟
م.ن: در کنگره پزشکی. در رشته پزشکی این کنگره ها فضای مناسبی برای ارائه محصول است و ما با ارائه ۵ دستگاه خود در آن مشتری اولیه خود را پیدا کردیم. از طرفی ما همواره آمار طریقه جذب افراد را داریم و بر این اساس کنگره و نمایشگاه ها و توصیه همکاران بالاترین آمار را داشتند. البته این قضیه معایبی هم دارد و کافی است یک بار اشتباهی سر بزند تا همکاران (پزشکان) زبان به زبان این خبر بد را پخش کنند.
در نتیجه در آن مقطع ما سرمایه عظیمی نمی خواستیم . اما به مرور با خرید ساخت دفتر جدید و تاسیس کارخانه، سرمایه بالایی نیاز بود که سختی های زیادی کشیدیم.

خورشید: پس در واقع چند سالی هم ضرر داده اید؟
م.ن: بله. ما بین سال های ۷۹ تا ۸۵ دچار بحران مالی زیادی شدیم و به زیان های وحشتناکی زسیدیم. در واقع با هرچه در این سال ها جمع کرده بودیم، به علاوه وام های بانکی و غیره کارخانه را تاسیس کردیم. از طرفی هم در این بین نباید بازار را از دست می دادیم و پرستیژ کار باید حفظ می شد، و همین بهره های بالای کاری شرایط بسیار سختی برای ما بوجود آورده بود، ولی به هر حال ناچار بودیم کار مشتریان را انجام دهیم.

خورشید: چطور این در این شرایط دوام آوردید؟
م.ن: فشار روی ما خیلی زیاد بود و هر چه تلاش می کردیم در پایان سال بیش از ۱۵۰ میلیون زیان داشتیم. اما به هر حال خودمان را سرپا نگه داشتیم. تنها چیزی که ما را کمک می کرد خوش حسابی ما با مردم و از بین نبردن اعتبارمان بود و به خاطر همین اعتبار می توانستیم پول قرض کنیم.

خورشید: چه انگیزه ای باعث می شد که این شرایط را تحمل کنید؟
م.ن: اگر این کار را نمی کردم تمام زندگی که ساخته بودیم از بین می رفت.

خورشید: مطمئن بودید که موفق می شوید؟
م.ن: اصلاً فکر نمی کردم که می شوم یا نه. حتی یک روز هم این فکر را به سرم راه ندادم که اگر نشه چه اتفاقی می افتد. اصلاً نشه نداره! مگه میشه که نشه! فرصت فکر کردن به این را نداشتم. فقط کار می کردم.

خورشید: چه توانايي و قابليتي در شما باعث موفقيتتان شده است؟
م.ن: من روحیه مثبتی دارم، همسرم هم روحیه استواری دارد و خیلی محکم و مقتدر است. در این کار هم مکمل همدیگر شدیم و کار را پیش برده و از این بحران در آمدیم. به همین دلیل است که من فکر می کنم امکان ندارد فرد کار درست انجام دهد و نتیجه نگیرد. البته متاسفانه با توجه به شرایط جامعه جوانان ما درگیر تجملاتی شده اند که همین امروز می خواهند همه چیز را یک جا داشته باشند. مسلماً با این روحیه نمی شود کار آفرینی کرد و دوام آورد. در واقع بدون تلاش و زحمت هیچ وقت نمی توان به جایی رسید.

خورشید: و اما نصیحت شما به کار آفرینان نوپا چیست؟
م.ن: تمام جوان ها که می خواهند کاری شروع کنند باید انگیزه داشته باشند و بداند که باید سخت کار کنند. برای پیشرفت کار زمان لازم است و اگر امروز کار کنی ممکن است دوماه یا یک سال دیگر نتیجه اش را ببینی. از طرفی دیگر من فکر می کنم لزومی ندارد که فرد از همان ابتدا کار آفرین شود. می تواند اول برای موسسات مشابه کارکند و بعد ازچند سال با استفاده از تجارب خود کار جدید راه بیاندازد. پس نباید فرد به خاطر نداشتن سرمایه در همان ابتدای کار روحیه خود را از دست بدهد.

خورشید: چه انگيزه اي موجب شد در ايران بمانيد و به کارتان ادامه دهيد؟
م.ن: من ایران را دوست دارم و اینجا در کنار خانواده ام هستم. بازار و موقعیت کاری خوبی هم دارم. و به نظرم افراد نباید از روی هوا و هوس از ایران خارج شوند و باید تمام جوانب کار را در نظر گیرند.

خورشید: معمولاً براي استراحتتان چه کار مي کنيد؟
م.ن: اگر طولانی باشد حتماً سفر می کنم. فیلم دیدن را هم خیلی دوست دارم و از بزرگترین تفریحاتم رستوران رفتن با همسرم است.
خورشید: وقتي که کارتان را تازه شروع کرده بوديد، دلتان مي خواست چه نصيحتي به شما مي شد؟
م.ن: خیلی تخته گاز نرو!

بحث و تبادل نظر

نظرات

Sat, 03/13/2010 - 09:01

نام این شرکت هودیان است و سال تاسیس آن 1375 که اشتباه ذکر شده!