گروه‌ها

Fri, 01/15/2010 - 21:10
راه حل (های) شما برای مشکل فرحناز و چاپخانه صداقت چیست؟

خانم فرحناز صداقت تنها دختر یک خانواده فرهنگی و اصیل در تهران است که از کودکی در فضای نشر کتاب رشد کرده است. پدر فرحناز، دبیر ادبیات بود و در کنار این شغل داستان می نوشت و گاهگاهی هم شعر می گفت. آقای صداقت پس از بازنشستگی با سرمایه ی اندکی که داشت، "چاپخانه صداقت" را در یکی از مناطق مرکزی شهر راه اندازی می کند و در آنجا به عنوان مدیر مشغول به کاری می شود که خیلی هم به آن علاقه داشت. کار چاپخانه صداقت که بیشتر در حوزه ادبیات معاصر اقدام به چاپ آثار نظم و نثر می کرد، به زودی رونق می گیرد و شروع به سود دهی می کند.

پس از فوت آقای صداقت، دخترش فرحناز که حالا ازدواج کرده، صاحب سه فرزند شده و در سن میانسالی قرار دارد، راه پدر را ادامه می دهد و مسوولیت چاپخانه را به عهده می گیرد. فرحناز علاقه ی خاصی به این کسب و کار دارد، چون آن را یادگار پدر می داند. از طرفی هم همچون سه فرزندش برای پیشرفت چاپخانه وقت می گذارد و نگران وضعیت حال و آینده آن است. اما به مرور زمان رقیبان بیشتر و قوی تری در حوزه چاپ و نشر خودنمایی می کنند و کار برای چاپخانه ی کوچک صداقت که امکانات مدرن و پیچیده ای هم ندارد، مشکل و مشکل تر می شود. از طرفی هم با آمدن اینترنت، امکانات آنلاین برای مشتریان، امکانات پرینت و غیره سفارشات کمتری از سوی مشتریان دریافت می شود. بدین ترتیب، فروش چاپخانه و سود آن هم کم و کم تر می شود تا آنجا که درآمد به نصف می رسد. فرحناز، تنها راه چاره را گرفتن وام از بانک و موسسات مالی و خرید امکانات جدید برای چاپخانه می داند. مسعود، پسر بزرگ فرحناز نگران شرایط مالی و اقتصادی چاپخانه است که مادرش به تنهایی با آن دست به گریبان است. او می داند که چاپخانه و حفظ آن چقدر برای فرحناز مهم است، چون او سالهای زیادی است که با آن کسب و کار زندگی و به آن عادت کرده است. در ضمن آنها به این درآمد احتیاج دارند، زیرا پدر مسعود هم چندی است که بازنشسته شده و حقوق اندک او برای زندگی 5 نفره آنها کافی به نظر نمی آید.

مسعود بارها به مادرش می گوید حتی اگر شرایط اقتصادی و وضعیت کاغذ و مواد اولیه هم بهبود یابد، باز هم آنها در آن بازار پررقابت نمی توانند آنقدر درآمد داشته باشند که بتوانند تمام قرضها و وام ها را بدهند و در کنارش هم سود داشته باشند. مسعود معتقد است که فکر عاقلانه این است که همین حالا این کسب و کار را متوقف کنند، چون مادر و پدر با توجه به سنشان دیگر توان وارد شدن به مشکلات مالی پیچیده را ندارند. از طرفی دیگر آنها روی کمک دوستان و فامیل هم نمی توانند حساب کنند، چون فرحناز نمی خواهد کسی بفهمد که آنها دارند ورشکسته می شوند و با این اوضاع و احوال چاره ای برای نجات چاپخانه کوچک و ساده آنها، چاپخانه صداقت وجود ندارد.

به نظر شما، فرحناز باید ادامه دهد و زیر بار قرض و وام برود، یا اینکه در همین جا متوقف شود و کسب و کار بیست ساله اش را برای همیشه کنار بگذارد؟ اگر این کار را بکند، چه گزینه (ها) ی دیگری جهت کسب درآمد برای او وجود خواهد داشت؟ راه حل های پیشنهادی خود برای مشکل فرحناز و کسب و کار چاپخانه صداقت را در اینجا به بحث و گفتگو بنشینید.

*(این داستان بر اساس یک ماجرای واقعی نوشته شده است.)

نظرات

Tue, 10/12/2010 - 07:28

Man modir kontrol keifi yek chap khane hastam benazaram nogte zaafe chapkhanehaye ma dar iran keifiyate kare anhast mishavad ba deghat dar keifiyat ya karhaii baraye behbod keifiyat va aelam inha be onvane tabligate chapkhane moredenazar eghdam kard

Fri, 09/17/2010 - 18:20

با تجزیه و تحلیل شرایط محیطی از طریق ماتریس SWOT کاملا موافقم چون اول باید فهمید کجا ایستادی و چه قابلیتهایی داری و چه فرصتها و خطراتی در اطرافت وجود داره.به عنوان یک نظر کلی باید کسب و کارهای کوچک هزینه های سربار را به حداقل برسانند تا توان رقابت داشته باشند. در کنار این کارها همانطور که دوستان اشاره کرده اند میتوان دست به نوآوری زد و در همین بازار رقابتی به گونه ای دست به نوآوری زد که تقاضاهای جدیدی ایجاد شود .

Sat, 01/30/2010 - 15:33

باید نقاط ضعف و قدرت کارش را بسنجد و از ایده های جدید درکارش استفاده کند واز تجهیزات جدید را در کارش استفاده کند.

Sat, 01/30/2010 - 09:59

به نظر من در هر كار ديگري هم كه فرحناز بخواهد وارد شود ريسك وجود دارد حتي بيشتر از ريسك گرفتن وام و نگه داشتن چاپخانه چون در چاپ كتاب فرحناز تجربه و پشتوانه نامي كافي را دارد فقط با استفاده از ايده هاي جديد در همه زمينه ها از چاپ كتاب به روش هاي جديد و .... تا فروش به روش هاي مدرن مثل فروش اينترنتي مي شه اين مشكل را حل كرد. (البته موفقيت هيچ وقت به راحتي بدست نمياد). به نظر من استخدام يك مدير جوان و خوش ايده و تحصيلكرده براي بازاريابي و جذب مشتري هاي جديد هم فكر خوبي مي تونه باشه.

Tue, 01/26/2010 - 15:03

نظر دوستان بسیار کامل و جامع بود. من هم فکر می کنم با توجه به وضع خانواده صداقت عقب نشینی بهترین گزینه نیست. اول اینکه آنها به درامد حاصل از چاپخانه نیاز دارند. دوم اینکه سالها تجربه پشت سرشان است. بهتر است به جای تسلیم شدن و عقب نشینی به ایده های جدید روی بیاورند. مثلا یک سایت اینترنتی دایر کنند و در کنار فروش فیزیکی فروش آن لاین هم داشته باشند. و یا در شیوه چاپ خود تغییراتی ایجاد کنند و یا اقدام به چاپ گروه جدید و پر فروش تری از کتابها بنمایند. حتی می توانند از طریق سایتشان مسابقه کتاب خوانی برگزار کرده و به برنده ها جوایزی اعطا کنند و هزاران ایده دیگر که در جلب مشتری مؤثر باشد. باید رقبایشان را شناخته و راهی برای پیشی گرفتن از آنها پیدا کنند. به هر حال در مورد این چاپخانه عقب نشینی و اعلام ورشکستگی می تواند آخرین گزینه باشد. کمی تغییر در نگرش می تواند به بهبود اوضاع کمک کند.

Thu, 01/21/2010 - 12:14

به نظر من می توان این مسئله را بطور بسیار تخصصی و حرفه ای بررسی کرد. میتوان تحلیل SWOT را انجام داد و توصیه هایی از دید کارشناسی انجام داد ولی اینها مستلزم ارتباط تزدیک با این مورد و دریافت اطلاعات تخصصی در این زمینه شغلی است که همگی مدتها زمان میبرد اما در حد خواندن یک شرح کلی و مختصر از موقعیت فقط میتوان یک یا چند نظر کلی داد.
آنچه مسلم است داشتن ایده های جدید و خلاقیت در این کشور با پذیرش کمی ریسک میتواند راهگشا باشد. البته من اطلاعات کاملی از بازار نشر و چاپ ندارم اما چند ایده کلی را می دهم بدون آنکه بخواهم از انها دفاع کنم چون اجرای هر ایده نیاز به بررسی های تخصصی تری دارد:
1- کتاب ارزان:میتوان کتابهایی چاپ کرد که متقاضیان معمولا نمیتوانند به اسانی از عهده خرید آنها بر بیایند ولی با قیمتی بسیار ارزانتر حتی با کاهش کیفیت.فکر نمی کنید زمانی که کتاب جیبی در آن سالیان دور در ایران باب شده بود یک ایده خلاقانه بوده؟ رمانهای مشهور دنیا که در جیب جا میشدند. جنس کاغذ این کتابها اصلا مرغوب نبود به نظر کاهی می آمد اما قیمت ارزانی داشتند و هر کسی می توانست آنها را تهیه کند. تعداد زیاد متقاضیان خرید این کتابها بر هر رقیبی غلبه کردند.
2- بازار هدف مشخص و متفاوتی تعریف کنیم. بسیاری از افراد متونی را جهت چاپ آماده دارند یا به خاطر شرایط کاری خود مجبور به چاپ کتاب و استفاده از امتیازهای اداری آن هستند. اما مکانی برای چاپ و عرضه پیدا نمیکنند.بسیاری اولین کتاب خود را میخواهند چاپ کنند و اما از پگونگی چاپ و فروش کتاب خود هیچ اطلاعاتی ندارند. چاپخانه ای برای تازه کاران , اساتید , معلمان یا حتی فقط مخصوص نویسندگان کودک و نوجوان . نوجوانانی که نویسنده هستند و کسی آنها را برای چاپ اثارشان جدی نمیگیرد و هزاران بازار هدف دیگر
3- کتابهای متفاوت : کدام ناشر فقط کتاب هایی با صفحات رنگی یا عطری تولید می کند؟کتابهایی با قطع های بسیار کوچک یا بسیار بزرگ . کتاب های سه بعدی.کتاب های برجسته یا فقط مخصوص نابینایان و کم بینایان و کتاب هایی به همراه متن صوتی شده آن مخصوص ناشنوایان یا انها که ترجیح میدهند متن کتاب را گوش کنند تا اینکه بخوانند ...
5- ناشر مترجم: کدام ناشر حاضر است هر کتابی را که تحویل می گیرد به هر زبانی که شما بخواهید ترجمه و چاپ کند؟شما کتاب را تحویل دهید ترجمه و چاپ با ناشر.یا چاپ کتابهای خارجی با متن ترجمه شده آنها که بصورت صوتی به همراه کتاب داده شود.
6- کدام انتشارات را سراغ دارید که کتاب یکبار مصرف تولید کند؟ مثل کاری که شهرداری کرد. از این میشد ایده خوبی بدست اورد.
7- کتابهای دیجینالی:میدانم دنیا به سمت انتشارات دیجیتال و الکترونیک پیش میرود و حداقل من چیزی در مورد یک ناشر کتاب های الکترونیکی که مشهور و شناخته شده باشد نشنیدم.مثلا اولین ناشر الکترونیک رمان ها یا مجموعه اشعار مشهور ایران و جهان . قبول کنید با وجود اینهمه نرم افزار و وسایل برای لغت نامه ها دیگر کم کم داشتن دیکشنری های کوچک و بزرگ بی معنا خواهد شد.
8- کتاب فیلم: کتاب های مشهور به همراه فیلمهای ساخته شده از آنها
و هزاران ایده دیگر که اینجا مهلتی برای بیان آنها نیست.

به هر حال آنچه مسلم است در هیچ کسب و کاری عقب نشینی پذیرفته نیست اما تغییر و تحول به همراه خلاقیت و ریسکپذیری می تواند چاره ساز باشد.
موفق باشید.

Mon, 01/18/2010 - 11:23

تا اونجا که میدونیم شرایط بازار کیفی برگرفته از شرایط کمی سیستم هستش که اونم شاخه های مختلفی برای فراسازی داره مثل تکنولوژی ، اعتبار ، تجربه و .. ولی بایستی برای حل این مشکل به استراتژی mind focus رو اورد که سیستم مدرنیته است که در اون بیان میشه بایستی در شرایط فعلی با یک همکاری سیستم و آغاز یک رابطه مناسب و اتحاد شغلی مناسب همزمان با تغییر باورهای سنتی در دید شخص (فرحناز) میشه همه چیرو تغییر داد .

با تشکر

Sat, 01/16/2010 - 15:55

با ورود کامپیوتر و تکنولوژی های جدید و گوناگون در حوزه صنعت چاپ, این انتظار وجود دارد که پس از مدتی کسب و کارهای قدیمی بر چیده بشود و یا تنها به صورت محدود به کار خود ادامه بدهند. البته این دوره کاری هم با توجه به بالا بودن سرعت تکنولوژی نمی تواند خیلی طولانی باشد.
اولین راه کاری که به نظر می رسد گرفتن وام و خرید ماشین آلات جدید است تا بتوان به رقبا در این حوزه رقابت کرد . اما آیا واقعا به همین سادگی است ؟ گرفتن وام با بهره های بالا و عدم اطمینان از سوددهی کافی کسب و کار این تردید را به وجود می آورد که آیا این راه می توان در شرایط فعلی اقتصادی کارساز باشد یا خیر؟
شاید یکی دیگر از راه حل های ممکن همکاری با یکی از چاپخانه هایی باشد که از تکنولوژی جدید برخوردار هستند . بدین ترتیب می توانند به فعالیت پیشین خود ادامه دهند و در موارد لازم هم از همکاری دیگران استفاده کنند.
یکی دیگر از مواردی که در زینه چاپ وجود دارد مسأله چاپ دیجیتال است که میتوان با استخدام یک اپراتور کامپیوتر و یا استفاده از نیروی کار فرزندان خود و تهیه کامپیوتر و حداقل یک چاپگر مناسب به جذب مقدار زیادی از نیازهای فعلی مشتریان اقدام کنند . بدین ترتیب نه مجبور به استفاده از وامهای کلان می شوند و همین اینکه به مرور زمان می توانند کسب و کار خود را گسترش دهند .

Sat, 01/16/2010 - 03:33

اول باید نقاط ضعف و قدرت این کسب و کار را تحلیل کرد:

نقاط قوت:

۱-اعتبار نام

۲-قدمت چاپخانه (تجربه)

۳-داشتن شبکه مشتریان ثابت و قدیمی‌

۴-تخصص(دانش)

نقاط ضعف:

۱- به روز نبودن و کهنگی فنّ آوری

۲- بازار یابی‌ بد یا عدم بازاریابی

۳-کاهش درامد

۴- عدم استفاده از نیروهای جوان و آشنا به نیازهای روز این حرفه

اینطور که به نظر می‌رسد این کسب و کار به مرور زمان از رقیبان این صنعت جا مانده، ولی هنوز به اعتبار قدمت و نامی‌ که در میان اهل فنّ دارد شاید به توان آنرا با اندکی‌ تغییرات مدیریتی از سقوط کامل نجات داد. باید توجه داشت که اگر کسی‌ بخواهد همچون کسبو کاری را امروز شروع کند مدتها زمان و هزینه و تبلیغات لازم دارد تا به نقطه‌ای که چاپخانه صداقت دارد برسد. گرچه این نقاط مثبت به خودی خود در آمد و مشتری ایجاد نمیکنند ولی‌ برای بقای یک کسب و کار لازمند.

پیشنهاد می‌کنم با صرف کمی‌ سرمایه(گرفتن وام)تحولی‌ در این چاپخانه ایجاد کنند و نقاط ضعف‌شان را بهبود ببخشند. اگر همه امروز از اینترنت استفاده میکنند پس این چیزی ایست که مشتری امروز آنرا میطلبد و باید آنرا ارایه دهند. همینطور میتواننداز شیوه‌های بازاریابی جدید برای افزیش سفارشات کمک بگیرند. فرحناز اگر انگیزی جدی برای اداره این چاپخانه داشته باشد حتا میتواند از فرزندانش هم کمک فکری بگیرد.

در ضمن خرید ماشین آلات جدید باید خیلی‌ حساب شده باشد. رفتن زیر مبالغ هنگفت وام در این شرایط خیلی‌ به صرف نیست. اگر من باشم فقط بعضی از مهمترین و کاربردی‌ترین دستگاه‌ها را تعویض می‌کنم. با این حال به هیچ سفارشی نباید نه گفت پس برای اینکه مشتریم را از دست ندهم، سفارشات از این دست را به همکارانی که این خدمات را دارند ارجاع میدهم. حسن این کار این است که مشتری باز سراغ شما مییاید و اگر نوع خدمات خیلی‌ مورد نیاز بود بعدا میشود وسایلش را تهیه کرد.

یک نکته دیگر هم در زمینه حوزه فعالیت...نیاز‌های روز جامعه تغییر کرده و باید حوزه‌های فعالیت را هم به همان نسبت بسط داد...ادبیات معاصر حوزه گسترده‌ای است و با کمی‌ خلاقیت میتوانند حتی در همین زمینه چاپ هم نوآوری کنند یا اینکه به موضوعات دیگر هم بپردازند...البته اینها همه در قالب یک برنامه بازاریابی خوب میگنجد....مثلا میتوانند بنا به مناسبتهای مختلف سری یا کلکسیون آثار ادبی‌ هماهنگ با آان رویداد را منتشر کنند در قطع متفاوت یا کادویی

Sat, 01/16/2010 - 09:01

میتواند با ایجاد یک سایت در کنار تغییر استراتژی که صورت میدهد تبلیغات خود را داشته باشد و علاوه بر کار قبلی که باید آنرا بروز کند فعالیتهای دیگری را اضافه کند که شاید زیاد مرتبط با چاپخانه نباشد ولی می تواند منبع درآمدی برای برپا نگهداشتن کار چاپ باشد تا برای ادامه کارش متضرر نشود. به نظر می آید که این روزها دستگاهها به سایزها کوچک تبدیل شده اند و فضای اضافی می تواند کارگشا باشد.

Fri, 01/15/2010 - 22:18

تغییر مسیر کسب و کار یا تغییر استراتژی یکی از مهمترین مسائلی است که در هر کسب وکاری وجود دارد و باید طبق اصول و ضوابط خاصی صورت گیرد.
به نظر من برای همچین مورد نم یتوان با یک داشتان یک صفحه ای و چند خط تحلیل شرایط نسخه ای پیچید و سفارشی کرد. بلکه احتیاج به مطالعه و تحلیل محیط کسب وکار وجود دارد . به عقدیه من سه گام اسای زیر وجود دارد.
یک: تحلیل محیط کسب وکار
ابتیدا خانم صداقت باید محیط کسب وکار خود را تحلیل کند. این محیط شمل دو بخش اساسی زیر می شود. یک؛ محیط عمومی که شامل عوامل اقتصادی، فرهنگی - اجتماعی، قانونی، تکنولوژیک و غیره است .دو؛ محیط تخصصی که همان صنعت کسب و کار یا همان صنعت چاپ و نشر است و شامل رقبا، مشتریان، تأمین کنندگان مواد اولیه، توزیع کنندگان، اتحادیه ها و ... است. خانم صداقت باید ابتدااجزا تشکیل دهنده این محیط را بشناسد سپس «فرصت» ها و «تهدید»های آن را شناسایی نماید.
دو: تحلیل سازمان
خانم صداقت در گام دوم باید شرکت خود را بررسی کند و نقاط قوت و ضعف خود را شناسایی نماید.
سه: انتخاب استراتژی
او با توجه به تحلیل فرصتها- تهدیهدها- قوت- ضعف می تواند چهار مسیر را انتخاب کند
1- بهره گیری از نقاط قوت برای بهره برداری از فرصتها
2- بره گیری از نقاط قوت برای جلوگیری از تهدیدها
3- بهره گیری از فرصتها برای رفع نقاط ضعف
4- رفع نقاط ضعف و جلوگیری از تهدها
به عقیده من چنانچه خانم صداقت بعد از تحلیلهای خود متوجه شد که میزان تهدهای محیطی خیلی بالا ست و برآیند نقاط ضعف از قوت بیشتر است و راهی برای بهره برداری از فرصتها ندارد باید به فکر انحلال مجموعه خود بیفتد در غیر این صورت می تواند به ادامه و تثبیت وضع موجود و یا رشد و گسترش مجموعه خود فکر کند.