خورشید: وقتی که بچه بودید دوست داشتید بزرگ شدید چه کاره بشوید؟
ماریا آدنوا: بیشتر دوست داشتم معلم شوم به خصوص اینکه پدر و مادرم هم معلم بودند. درکل خیلی به آدمهایی که در این حوزه کار می کنند، احترام می گذارم. اما بعد ها مدرسه را رها کردم و تصمیم گرفتم وارد حوزه اقتصاد شوم و در نهایت کسب و کار خودم را راه انداختم.
خورشید: چه چیزی باعث شد کار آفرین بشوید؟
م.آ: من در زمان شوروی سابق تدریس می کردم و در آن زمان چیزی در مورد حوزه تجارت نمی دانستم. می خواستم اقتصاد دان شوم چون در خانواده ما اقتصاددان وجود نداشت. می خواستم این حوزه جدید را به خانواده ام معرفی کنم.
خورشید: پیش از اینکه کارآفرین شوید زندگیتان چگونه بود؟
م.آ: ۲۳ ساله بودم که دانشگاه را تمام کردم و پس از آن در یک کار دولتی مربوط به ساخت و ساز، مشغول به کار شدم. پس از آن تصمیم گرفتم در حوزه کار های مربوط به بیمه بیشتر تلاش کنم و در همین حوزه هم کسب و کارم را شروع کردم.
خورشید: یک روز عادی برای شما چگونه سپری می شود؟چطور بین کار خانه و کار بیرون تعادل برقرار می کنید؟
م.آ: در ابتدای راه انداختن شرکتم مجبور بودم خیلی زیاد کار کنم. هر روز تا دیر وقت سر کار می ماندم و در واقع ٪۱۰۰ وقت من برای کارم بود. من و تیمم وقتی برای استراحت یا مرخصی نداشتیم. ولی حالا که این شرکت قوی شده و جا افتاده و تیم خوبی هم دارد می توانم وقت بیشتری را با خانواده بگذرانم و همچنین وقت بیشتری برای خودم و کار های جانبی دیگر بگذارم.
خورشید: برای استراحتتان چه کار می کنید؟
م.آ: چون همیشه عادت دارم که سر کار بمانم فرصت کمی برای استراحت و اوقات فراغت دارم. وقتی سر کار نباشم زیاد مطالعه می کنم و با دوستان و آشنایان معاشرت می کنم.
خورشید: چه بخشی از کارتون بیشتر براتون لذت بخش است؟
م.آ: موقع کار کردن، هر دقیقه فعالیت به من انرژی می دهد. در حین کار، من با اشخاص جالبی مراوده دارم که خصوصیات جالبی در دنیای کسب و کار دارند. در حین کار مرتب چیزهای تازه یاد می گیرم که هر روزم را برایم منحصر به فرد می کنند. دوباره تاکید می کنم که هر دقیقه از کارم برایم لذت بخش است.
خورشید: چه ویژگی های شخصیتی شما باعث پیشرفت در کارتون شده است؟
م.آ: احتمالا پیگیر و هدفمندیم. وقتی انسان هدف دارد و برای رسیدن به آن هم برنامه ای دارد تمام تلاشها و ایده هایی که در کار می آورد معطوف به رسیدن به آن هدف است. این مساله موفقیت لازمه را به همراه می آورد. در هر کسب و کاری، موفقیت خوب، آن است که برای مشتری، رقباء، شرکاء و همکاران همگی خوب باشد. این بسیار خوب است که همواره نسبت به تعهدات خود پایبند بود و منصف بود. نسبت به هر کسی در کل باید این رفتار محترمانه و منصفانه را داشت. اگر کسی این را رعایت نکند، رسیدن به موفقیت غیر ممکن است.
خورشید: وقتی که کارتان را تازه شروع کرده بودید، دلتان می خواست چه نصیحتی به شما می شد؟
م.آ: من همیشه به نصایح و توصیه های افراد باهوش گوش می کردم ولی در عین حال به غریزه خودم اعتماد زیادی داشتم. فکر می کنم افرادی که می خواهند کسب و کار خودشان را راه بیندازند باید بیشتر به حس غریزه خود گوش بدهند و این را هم البته بدانند که این حسها ممکن است اشتباه کنند. مهمترین چیز خوش بینی است. اگر هدفی وجود دارد که باید به آن رسید، باید همزمان به خودمان و کاری که می کنیم اعتماد داشته باشیم. همچنین باید در پیشبینی اینکه کار به سرانجام می رسد خوش بین باشیم. حتی هنگامی که مانعی سر راه وجود دارد باید تلاش کرد که به هدف برسیم. هر آرزویی دست یافتنی است. فقط برای رسیدن به آن باید تلاش کرد.