بسمه تعالی
نعمت اله سبحانی نیا موسس یک قطعه باغ ۱۳ هکتاري انار در ساوه است. عشق و علاقه به کار و تولید که از کودکی در وجودش بود او را به سوي ایجاد کسب و کار سوق داده است. او راه هاي زیادي را رفته و هنوز هم دست بردار نیست. در حال حاضر بصورت میانگین براي ۵ نفر ثابت و ۱۰ نفر غیر مستمر ایجاد اشتغال و درآمد نموده است.
مینا: وقتی که بچه بودید میخواستید بزرگ شدید چه کاره شوید؟
ن-س: خودم از کودکی عشق و علاقه زیادي به کار و تولید داشتم. در همه کارها به پدر و مادرم کمک و دخالت مؤثر می کردم تا کار به نتیجه برسد. برادر بزرگترم بعنوان مسئول یک مجتمع عظیم کشاورزي در منطقه دیریفارم آبادان که ترکیبی از گاوداري، مرغداري و مزرعه کشت و تهیه علوفه دام بود کار می کرد. وقتی به دیدار او می رفتم آرزوي داشتن چنین مجتمعی را در سر داشتم. آبادان شهر صنعتی بود و پدرم در پالایشگاه آبادان مشغول بکار بود. طبیعیست که در چنین شهر صنعتی در کنار هر ایده اي فکر مهندس شدن اولین ایده جوانان آن روزگار در آبادان بود. دانشگاه رفتم و در رشته مهندسی صنایع فارغ التحصیل شدم. و نهایتا" در صنعت نفت مشغول بکار شدم.
مینا: چه انگیزه اي باعث شد که شما بخواهید یک کار آفرین شوید؟
ن-س: بنظرم انگیزه ها از دوران نوجوانی در وجود افراد بوجود می آید و رشد می کند. عشق و علاقه ام به تولید من را به انجام کارهاي زیادي واداشت ولی اولویت خدمت به مردم من را از اهداف شخصی ام دور کرد و در ابتدا کارآفرینی را در محل هاي کار غیر شخصی بیشتر دنبال کردم و ایده توسعه کار داشتم و موفق هم بودم.
مینا: الگوي شما از اینکه می خواستید به این عرصه وارد شوید چه کسی (یا کسانی) بودند؟
ن-س : با وجود انگیزه هاي ذاتی و چاشنی زندگی در شهر صنعتی آبادان که همه بدنبال کار و تلاش بودند دیگر نیاز به الگو داشتن براي کار و تولید را باقی نمی گذاشت. پدر و مادرم خیلی از من حمایت میکردند و یادم هست وقتی رادیوي منزل را به هم می ریختم پدرم اعتراضی نداشت و می گفت بذار بچه کار یاد بگیره. وقتی در نوجوانی مشغول تحصیل بودم، تابستان ها پدرم حتما" من را در کارگاه هاي تولیدي مثل تراشکاري، جوشکاري، تولید
بستنی و ..ږ مشغول بکار می کرد.
مینا: کمی در مورد کسب و کار فعلیتان توضیح دهید.
ن-س: کارهاي کشاورزي بسیار لذت بخش است. از اینکه هر روز درختان بزرگ و بزرگتر می شوند احساس شادي می کنم. شکوفه کردن، بار دادن و برداشت محصول بسیار شادي آفرین است. کار کشاورزي عاشق می خواهد و زحمت دارد ولی در عوض برکت هم دارد.
مینا: یک روز عادي شما چگونه سپري می شود و چه فعالیتی به شما آرامش می دهد؟
ن-س: معمولا" فرد سحر خیزي هستم و با خواب صبح میانه خوبی ندارم. هر روز حتما" باید صبحانه را صرف کنم و تدارك آن با خودم است. انجام فعالیت ها در طول روز برایم نشاط آور است و هرگز خسته نمی شوم. آرامش من در انجام کار و به نتیجه رسیدن آن است.
مینا: بزرگترین ترس و نگرانی شما براي شروع این کار چه بود؟
ن-س: بزرگترین ترس و نگرانی من در شروع این کار یعنی احداث باغ انار موضوع آب بود که هنوز هم به عنوان یک نگرانی اصلی ام باقی مانده است. اگر به لطف خداوند متعال بارش ها خوب باشد و منابع آبی تآمین گردد، حتی توسعه هم می دهم ولی در این شرایط براي درختان موجود هم نگران هستم. بطور کلی کار با موجود زنده بسیار ریسک پذیر است. بعضی از عوامل مهم و اثر گذاردر حیات موجود زنده بخصوص درختان میوه ممکن است در اختیار و کنترل انسان نباشد و همین عوامل نگرانی هائی را بوجود می آورد. سرما، گرما، آفات و مبارزه با آنها و بی آبی، همه اینها نگران کننده هستند. بخصوص اینکه مدیریت و برنامه هاي کلان وجود ندارد.
مینا: کمی براي ما از نحوه سرمایه گذاري و اهمیت مسایل مالی در ابتداي کار بگوئید.
ن-س : با تامین مالی شخصی و اخذ وام هاي بانکی با بهره سنگین کار را پیش برده ام، چون همانطور که عرض کردم مدیریت کلان و برنامه ریزي و حمایت هاي لازم در بخش کشاورزي هنوز در کشور نهادینه نشده است و بسیاري از کارها در این بخش بصورت خود جوش پیش می رود. در کارهاي کشاورزي بخصوص موجود زنده، سرمایه اولیه و توانائی مالی از اهمیت بالائی برخوردار است. موجود زنده مانند یک ساختمان، شرکت و ساخت کارخانه نیست که در هر مرحله از کار اگر به دلیل مسایل مالی مشکلی پیش آمد کار را بتوان متوقف کرد تا مشکل مالی رفع شود و مجددا" کار را ادامه داد. موجود زنده را باید خرج کنی تا به حیات خود ادامه دهد، در غیر اینصورت موجب نابودي و در رفتن کل سرمایه می شود.
مینا: آیا مسایل مالی عامل بازدارنده اي محسوب می شد؟ چگونه بر این مشکل غلبه کردید؟
ن-س : اینکه بگوئیم مسایل مالی در ابتداي شروع یک کار اهمیت ندارد حرف مبالغه آمیزي زده ایم. اما نمی تواند به عنوان یک عامل بازدارنده باشد. در انجام این کار تا کنون از هیچگونه حمایت مالی دولتی و بانکی برخوردار نشده ام.
مینا: چه بخشی از کارتان بیشتر برایتان لذت بخش است؟
ن-س : وقتی درختان انار را لمس می کنم، به آنها رسیدگی می کنم و پاسخ دریافت می کنم، یعنی بزرگ می شوند شکوفه می کنند و بار می دهند براي من لذت بخش است.
مینا: آیا تا حالا شکست خورده اید؟
ن-س : بله. قصد داشتم یک پروسه تهیه و بسته بندي گوشت قرمز را از مرحله تهیه و نگهداري دام تا مرحله بسته بندي و توزیع آن انجام دهم که به دلیل اعتماد بیش از حد به شریکم شکست خوردم و به این نتیجه رسیده ام و به دیگران هم توصیه می کنم که اعتماد بیش از حد مشکل ساز است.
مینا: چه توانائی و قابلیتی در شما باعث موفقیتتان شده است ؟
ن-س: فردي با پشتکار و ریسک پذیر هستم. خسته نمی شوم و شکست باعث توقف من نمی شود. هر یک از شکست ها یک تجربه جدید و یک سکو براي آینده بهتر است.
مینا: وقتی کارتان را تازه شروع کرده بودید دلتان می خواست چه نصیحتی به شما می شد؟
ن-س: اینکه اگر ایده اي داري و می خواهی به ثمر برسانی لازم است تمام وقت دنبال آن باشی و اکثر پتانسیل هاي لازم را خودت آماده سازي کنی و بر اساس توانائی هایت به فعل در بیاوري و به دیگران تکیه نکنی. یکی از دلایل شکستی که قبلا" عرض کردم این بود که خودم کارمند بودم و نمی توانستم کار را تمام وقت دنبال کنم.
مینا: در حال حاضر مهمترین مشکل و دغدغه ایکه در کسب و کارتان با آن درگیر هستید چیست؟
ن-س: مهمترین مسئله ام تأمین آب است. اگر موضوع آب به مشکل بر نخورد، بقیه مسایل با تلاش خودم قابل حل است. حتی تا ۳۰ هکتار هم توسعه خواهم داد.
مینا: اگر می توانستید با تجربه و اطلاعات فعلی خود به گذشته بازگردید و به خودتان پیش از شروع کار یک نصیحت کنید، آن نصیحت چه بود؟
ن-س: اینکه با تکیه بر دیگران، اعتماد کامل به دیگران و به امید کامل به کمک هاي بیرونی کار را شروع نکن. هنوز نگاه حمایتی از کارآفرینی در کشور نهادینه نشده و موانع هم زیاد است. بر اساس هر آنچه که می توانی و منابع قابل حصول که از آن مطمئن هستی ریسک کن.
مینا: یک خاطره جالب و تأثیر گذار از کسب و کار و چالش هاي خود بگوئید.
ن-س : پاییز پارسال که درختان انار را هرس می کردیم، خودم هم داشتم با اره هرس می کردم که البته براي بهترین روش هرس انار کتاب هاي دانشگاهی را خوانده بودم و با مرکز تحقیقات انار و سایر افراد با تجربه هم گفتگو کرده بودم. یکی از کارگران مشغول هرس کردن بود که علی رغم توضیحات لازم وي بر اساس روش خود هرس می کرد و اصرار بر بهتر بودن روش خود داشت و می گفت که سالیان سال پدران ما اینجوري هرس می کردند. این نشانگر این نکته مهم است که روش هاي سنتی و تجربی محض از گذشته کماکان بر روش هاي انجام کارها حاکم است و از اینگونه موارد در جاهاي زیادي برخورد کرده ام لذا و زمان زیادي طول می کشد که نگاه و فرهنگ کار جامعه به فرهنگ علمی و صنعتی سوق پیدا کند.
مینا: نقش خانواده و اطرافیان خود را در رسیدن به اهدافی که دارید چگونه ارزیابی می کنید؟
ن-س: نقش خانواده در رسیدن به اهدافی که هر فرد براي خود ترسیم می کند بسیار حائز اهمیت و در موفقیت تأثیر گذاراست. از اهمیت این موضوع همین بس که در این راه ها هر چه منابع مالی بود صرف شد و حتی در شرایط سخت زندگی، خانواده ام اعتراضی نداشتند.
مینا: فکر می کنید اداره یک فعالیت کارآفرینی چه تغییراتی در شخص شما ایجاد کرده است؟
ن-س : تأثیر گذاري در آبادانی، ایجاد اشتغال و درآمد در کشور و جامعه بسیار غرورآفرین است و انسان احساس نشاط و راحتی می کند و انگیزه بیشتري براي تلاش و توسعه پیدا می کند.
پایان
...
این مصاحبه با لطف مینای عزیز و توسط ایشان در پایان دورهی مقدماتی پاییز ۱۳۹۰ مدرسه خورشید انجام شده است.