خورشید: وقتی که بچه بودید می خواستید بزرگ شدید چه کاره شوید؟
تا ۱۰ سالگی فکر کار را نمیکردم ولی از آن به بعد کارهای خواهر دوستم را که گرافیک میخواند دیدم و علاقهمند شدم. از خلاقیت و کارهای انتزاعی لذت میبردم.
خورشید: چه انگیزهای باعث شد که شما بخواهید یک کارآفرین شوید؟
اولین دلیل حفظ آزادیم بود و قیام علیه محدودیتها. دوست نداشتم وقتم در اختیار دیگری باشد. لازمهی موفقیت کار هنری این است که خلاقیت در آزادی عمل شکوفا شود.
خورشید: الگوی شما از اینکه خواستید به این عرصه وارد شوید چه کسی (یا کسانی) بودند؟
از پدرم بسیار یاد گرفتم. در حقیقت یادگیری ابتکار و اکتشاف باعث راه جدید من شد.
خورشید: زندگی شما قبل از اینکه به یک کارآفرین تبدیل شوید، چگونه بود؟
بعد از تحصیل به مدت ۵ سال در یک شرکت گرافیکی طراح سایت و مسئول تبلیغات بودم و تجربیات خوبی را اندوختم. بعد به دلیل نیاز به انعطاف در کار و زمان انجام آن کار خودم راشروع نمودم.
خورشید: کمی در مورد کسب و کار فعلیتان توضیح دهید. (شروع کار، گسترش به مرور زمان، تغییر و تحول در خدمات یا محصول ارایه شده)
طراحی مانتو وارائه و فروش آنها در نمایشگاهها جهت فرهنگسازی. مطالعه و بررسی روی پارچههای اصیل ایرانی مانند دارایی یزد و مخمل کاشان، قلمکاری اصفهان و تلاش جهت احیا و حفظ این سنن اصیل.
جهت تهیه برخی پارچهها به روستاهای ایران میروم. گاهی هم که نمونهی ایرانی پیدا نکنم ناچار به هندوستان سفر میکنم و مشابه آن را میآورم. [همچنین] در آموزشگاه خلاقیت «ماندالا» مدتی است فعالیت دارم که یکی از آرزوهایم بود: «کار با بچهها». این مدارس باید بیشتر شوند تا استعدادهای بچهها کشف و پرورش یابد.
خورشید: بزرگترین ترس و نگرانی شما برای شروع کسب و کار چه بود؟
هرگز ترسی نداشتم چون از خودم مطمئن بودم و هستم. میدانم هر کاری که بخواهم میکنم چون لازمهی موفقیت همت عالی است که دارم. حتی خیلی افراد فعال در اطرافم بودند که مرا نهی میکردند ولی باعث مصممتر شدنم شدند و همچنان شغل قبلیام را انجام میدهم.
خورشید: کمی برای ما از نحوه سرمایهگذاری و اهمیت مسایل مالی در ابتدای کار بگویید. آیا مسایل مالی عامل بازدارندهای محسوب می شد؟ چگونه بر این مشکل غلبه کردید؟
سرمایه در کارهای هنری خیلی تاثیرگذار نیست؛ مهمترین عامل خودباوری است. من با سرمایهای کم از درآمد شغل قبلیام شروع کردم.
خورشید: فکر می کنید اداره و تاسیس یک فعالیت کارآفرینانه، چه تغییراتی در شخص شما ایجاد کرده است؟ چه تجربیاتی را از کسب و کار خود به زندگی اجتماعی و خانوادگی خود منتقل کرده اید؟
من همیشه اعتماد به نفس داشتهام ولی حالا خیلی بیشتر شده است. در دورهای که کارمند بودم چون شرکت خصوصی بود کارهایی از قبیل نظافت محیط کار و پذیرایی به عهده خودمان بود که باعث شد یک سری تابوها در من شکسته شود و شخصیت کاریام شکل گیرد. در ارتباطم با افراد موفقتر شدهام.
خورشید: نقش خانواده و اطرافیان خودرا در موافقت خود چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا درگیریهای سر کار را با خود به خانه میآورید؟
خانوادهام از ابتدا حامی من بودند و در زمانی که همه باید رشته ریاضی یا تجربی میخواندند به من اختیار انتخاب رشته گرافیک را دادند که سرآغاز شغلم شد.
چه بخشی از کارتان بیشتر برایتان لذت بخش است؟
با خانم خان که خیاطِ قابل و چیرهدستی است قرارداد کاری دارم و از تیم کاریمان راضی هستیم. بسیار پیش آمده که به طرح احتیاج داشتیم و هیچ ایدهای در سر نداشتم! دقیقا در انتهاییترین زمان "دقیقه ۹۰" ایدهای به سرم میزند که آن ایده اکثرا بهترین مدل کار ما می شود که بسیار لذت بخش است.
خورشید: در حال حاضر مهمترین مشکل یا دغدغهای که در کسب و کارتان با آن درگیر هستید چیست؟
اصلا دغدغهای ندارم. به این گفته نیچه «اگر در زندگی به چیزی بابت نیازت متوسل میشوی همان به دادت میرسد و نیاز تو برآورده می کند» خیلی اعتقاد دارم.
خورشید: آینده کسب و کار خود را در کوتاه مدت و دراز مدت چگونه برآورد میکنید؟ در خوشبینانهترین حالت؟ در بدبینانهترین حالت؟
آینده را بسیار روشن می بینم. مطمئنم چیزی که باید بشود میشود و البته به بهترین نحو میشود. امیدوارم که بتوانیم هنرهایی که در قدیم داشتیم را زنده نگه داریم و استفاده کنیم.
خورشید: یک خاطره جالب و تاثیرگذار از کسب و کار و چالشهای خود بگویید.
از بهترین خاطراتم این است که چند ماه پیش یکی از لباسهای نتاج خان بر تن دختر آقای جعفر پناهی به فستیوال کن رفت.
خورشید: تا حالا شکست خورده اید؟ چه راههای خلاقانهای را امتحان کردهاید که تضمین کنندهی سلامت و پیشرفت کارتان باشد؟
خیر. کلا معتقدم گذشته گذشته و فقط درسش باید بماند نه حسرتش. هر روز یک معجزه است و باید از امروز شروع کرد و ادامه داد.
خورشید: چه توانایی و قابلیتی در شما باعث موفقیتتان شده است؟
اطمینان خاطر، عشق، انرژی مثبت و نشاط زیاد و پیروی از خود. زندگی پر از چیزهای جدیدی است که از راه می رسند و باید همه را پذیرفت.
خورشید: اگر میتوانستید با تجربه و اطلاعات فعلی خود، به گذشته بازگردید، و به خودتان پیش از شروع کسب و کار خود یک نصیحت کنید، آن نصیحت چه بود؟
میشود همه حرفها را شنید ولی مهم این است که به حرف چه کسی گوش کنی. اگر سفت قدم برداری به جایی که میخواهی میرسی.
خورشید: با شناختی که جامعه و کسب و کارها و نقش بانوان دارید، چه پیشنهادهایی برای مدرسه خورشید دارید؟
تبلیغات بیشتر شود و تلاش برای یافتن زنان فعال و گمنام کنید.
خورشید: آیا برای بانوان پیامی دارید؟
به کاری که می خواهید انجام دهید عشق بورزید. گاهی با تنهاترین تنها شدنها مواجه شوید. خود را در مقابل خود ببینید و هرگز از خود دور نشوید و این که ما چه هستیم و چه میتوانیم باشیم.