خورشید: وقتی که بچه بودید می خواستید بزرگ شدید چه کاره شوید؟
من در بچهگی یا معلم بازی میکردم و یا مدیر اداره یا مادر خانه میشدم. انگار همیشه دنبال مسئولیت بودم و جالب است كه روحيات دوران کودکی تاثیرش را در زندگی دوران جوانی و بعد از آن نشان میدهد. البته الان در کنار کارم تدریس هم میکنم (دروس خلاقیت و کارآفرینی)
خورشید: چه انگیزهای باعث شد که شما بخواهید یک کارآفرین شوید؟
پیشرفت و پشتکار بانوان کارآفرین همیشه برای من جذاب بوده، چه در مشاغل خانگی و کسب وکارهای کوچک و چه در صنایع بزرگ و من یکی از مشوقهای کارآفرینیِ بانوان در کلاسهای خودم هستم.
خورشید: الگوی شما از اینکه خواستید به این عرصه وارد شوید چه کسی (یا کسانی) بودند؟
شرکت در جشنواره کارآفرینان برتر سال ۱۳۸۶ و دیدن موفقیت برخی زنانِ کارآفرین و بعد از آن تحصیل در این رشته مرا نسبت به این کار مصممتر کرد.
خورشید: زندگی شما قبل از اینکه به یک کارآفرین تبدیل شوید، چگونه بود؟
من مدتی در دبیرستانهای تهران دبیر بودم. بعد از آن مدتی کارمند قراردادی بخش دولتی بودم و این [کار فعلیام] اولین تجربهی کارآفرینی من است که خُب البته هنوز و همیشه باید از تجربیات افراد موفق بیاموزم.
خورشید: کمی در مورد کسب و کار فعلیتان توضیح دهید (شروع کار، گسترش به مرور زمان، تغییر و تحول در خدمات یا محصول ارایه شده و ...).
شرکت آریا پرند طراح و ارائه دهنده انواع لباسهای فرم مخصوص بانوان میباشد، شامل بانوان شاغل در دستگاههای دولتی و غیردولتی، و دانشآموزان. در حال حاضر مشغول طراحی و دوخت نمونه لباس جهت اجرای شوی مانتو و دعوت از مشتریان حقیقی و حقوقی برای بازدید در محل شرکت هستیم.
خورشید: بزرگترین ترس و نگرانی شما برای شروع کسب و کار چه بود؟ آیا شغل قبلی خود را ترک کردید؟ یا اینکه پیش از شروع کسب و کار خود شاغل نبودید؟
بزرگترین نگرانی من در شروع کسبوکار، کمبود پشتوانهی مالی قوی و ریسک مالی آن بود، به دلیل عدم موفقیت در اخذ وام. خانوادهام بسیار به من کمک کردند و مبلغی را به عنوان قرض در اختیار من گذاشتند . پیش از شروع کسبوکار جدیدم شغل دولتی را ترک کرده بودم و مشغول تحصیل و تدریس بودم که آن هم منافاتی با اهدافم نداشت.
خورشید: کمی برای ما از نحوه سرمایه گذاری و اهمیت مسایل مالی در ابتدای کار بگویید. آیا مسایل مالی عامل بازدارنده ای محسوب میشد؟ چگونه بر این مشکل غلبه کردید؟
قطعا مسائل مالی یکی از مهمترین مسائل است که یک عامل بازدارنده قوی محسوب میشود، اما بسته به این که چه قدر فرد در تصمیم خود اراده و عزم جدی دارد و چه قدر انگیزه و پشتکار دارد، تا حدی می تواند با درایت و جلب اعتماد اطرافیان (خانواده یا دوستان) و یا جذب سرمایهگذار قدم در این راه گذاشته و به یک ریسک منطقی دست بزند.
خورشید: یک روز عادی برای شما چگونه سپری می شود؟ برای استراحتتان چه کار می کنید؟ چه فعالیتی به شما آرامش می دهد؟ چطور بین کار خانه و کار بیرون تعادل برقرار می کنید؟
من چون هنوز در ابتدای راه هستم، یک روز عادی من پر از ماجرا و فعالیت های متنوع است؛ از شناسایی و خرید مواد اولیه [گرفته] تا توسعه نیروی انسانی، بازاریابی، جذب مشتری، تلاش برای جلب رضایت مشتری و غیره. من معمولا در زمانهای استراحتم روزنامه میخوانم و یا در فضای وب سیر می کنم (برای شناسایی شرکتهای تازه تاسیس، مناقصه ها و تحقیقات کاری)
خورشید: فکر میکنید اداره و تاسیس یک فعالیت کارآفرینانه ، چه تغییراتی در شخص شما ایجاد کرده است؟ چه تجربیاتی را از کسب و کار خود به زندگی اجتماعی و خانوادگی خود منتقل کرده اید؟
به نظر من کارآفرینی، مسئولیت پذیری، اعتماد به نفس و خوداتکایی را به شدت افزایش می دهد.
خورشید: نقش خانواده و اطرافیان خودرا در موافقت خود چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا درگیری های سر کار را با خود به خانه میآورید؟
خانواده من به خصوص مادرم (پدرم در قید حیات نیستند) بسیار پشتیبان و مشوق خوبی برای من بوده و هستند. من اصلا دوست ندارم مسائل کار وارد محیط خانه شود.
خورشید: چه بخشی از کارتان بیشتر برایتان لذتبخش است؟
طراحي نمونههای لباس
خورشید: در حال حاضر مهمترین مشکل یا دغدغهای که در کسب و کارتان با آن درگیر هستید چیست؟
استفاده از نیروی کار ماهر و متعهد جهت بالا بردن کیفیت تولیدات در مقایسه با رقبا
خورشید: آینده کسب و کار خود را در کوتاه مدت و دراز مدت چگونه برآورد میکنید؟ (در خوشبینانهترین و در بدبینانهترین حالت)
کار من به گونهایست که در صورت معرفی درست و به موقع، در دراز مدت در ذهن مشتری جایگاه خود را پیدا میکند و در کوتاه مدت رشد و سود آن نسبی است برای همین احتیاج به برنامه ریزی بلند مدت دارد. در خوشبینانهترین حالت گروه آریاپرند به اولین و بزرگترین تولیدکننده لباس فرم بانوان در ایران تبدیل خواهد شد (البته این یک چشم انداز پنج ساله است نه بیشتر) و اصلا دوست ندارم به بدبینانهترین حالت فکر کنم!
خورشید: تا حالا شکست خوردهاید؟ چه راههای خلاقانهای را امتحان کردهاید که تضمین کننده سلامت و پیشرفت کارتان باشد؟
بله من در اولین سفارش تعداد بالایی که گرفتم به دلیل اینکه تولیدی که با آن کار میکردم دقت کافی را به خرج نداد، متضرر شدم اما سعی خودم را کردم که خلاها را پر کنم و شانه خالی نکردم.
خورشید: چه توانایی و قابلیتی در شما باعث موفقیتتان شده است؟
من تا آن چیزی که به آن موفقیت میگویند راه درازی دارم اما سعی کردم همیشه با درستی و صداقت کار کنم. و این شاید نکته مثبت رفتار من باشد.
خورشید: اگر میتوانستید با تجربه و اطلاعات فعلی خود، به گذشته بازگردید، و به خودتان پیش از شروع کسب و کار خود یک نصیحت کنید، آن نصیحت چه بود؟
خودت را باور کن و خسته نشو!
خورشید: با شناختی که جامعه و کسب و کارها و نقش بانوان دارید، چه پیشنهاداتی برای مدرسه خورشید دارید؟
به نظر من خوب است که مدرسه خورشید فضایی را برای تعامل بیشتر کارآفرینان و صاحبان مشاغل با یکدیگر و با سایر علاقمندان فراهم کند.
خورشید: آیا برای بانوان پیامی دارید؟
حتا لحظهای فکر نکنند که از آنها بر نمیآید و یا از آنها گذشته! در کارآفرینی، سن و جنسیت و تحصیلات و غیره مصداقی ندارد، فقط اراده و قوه خلاقیت ماست که از ما کارآفرین میسازد.